نمیدونم چرا یه هفته است حوصله هیچی ندارم

از همه کارها و درس و... موندم و به هیچ کدوم از برنامه هام نرسیدم


امروز هر طور شد خودمو مجبور کردم چندتا کار انجام بدم یکم بهتر شدم:/

یه امتحان استخدامی هم ثبت نام کردم(نگهبان میخواستن) ان شاالله که خیره...

نه این و نه شرکت شغل های دوست داشتنی من نیستن ؛ ترجیح میدم برم یه خدمات کامپیوتری بزنم پولش کمه ولی با شغلم حال میکنم:))

بالاخره یه روز منم به اون رویاهایی که تو ذهنمه میرسم ببینیم خدا چی میخواد به هر حال همه چی اولش یه رویاست و بعدش اتفاق میفته!!!


پی نوشت اول : تمام مکافات های من از دانشگاه هستش ؛ نصف روزمو تو دانشگاه هستم و با کارهای روزمره که باید انجام بدم دیگه وقتی واسه بقیه کارها نمیمونه ! به قول استاد رائفی پور ما هرچی تو کشور پیشرفت کردیم رو مدیون اون روزهایی هستیم که مدرسه و دانشگاه تعطیل بوده:)!

پی نوشت دوم : حساب کردم این شرکته از همین ازمون 47 میلیون کاسب شده!

پی نوشت سوم : فقط همینو کم داشتم که "بهرنگ قدوسی " منو فالو کنه!


دل نوشت : هر چند خیلی چیزها میخوام ، ولی خدایا از همین امکاناتم راضی ام ؛ تو هم از من راضی باش:]]]