امشب با چند نفر دوستام رفتیم قبرستان!
اولین بار بود شب میرفتیم و میخواستیم ببینیم چجور حسی داره؟
اولش رفتیم یه دور بزنیم تو قبرستون از ماشین پیاده شدیم داشتیم فیلم میگرفتیم...
یه لحظه صدا سگ آمد(سگ ولگرد زیاده اونجا) ما دویدیم سمت ماشین ؛ رفیقم که راننده بود قفل باز کرد نشست ولی درهای دیگه باز نشد حالا ما آویزون دستگیره ماشین شدیم که باز کن...باز کن...

بعد رفتیم کنار آرامگاه کاکای دوستم و نور فلش گوشی هارو خاموش کردیم و دوستم یه زیارت عاشورا خوند ؛ فضای جالب و ترسناکی بود...البته ترسش یکم فرق داشت با ترسهای دیگه...

دوستم پیشنهاد کرد یه دفعه دیگه بیاییم و بریم تو یکی از قبرها بخوابیم (البته روز) ببینیم چجوریه!