داشتم به محرم فکر میکردم

یاد امام جماعت روستامون افتادم که چندسال قبل نماز ظهرعاشورا رو ۳رکعتی خوند:|

حالا جالبه همه ملت هم باهاش سه رکعتی خوندن!

از همه جالبتر اینکه هیچکس چیزی بهش نگفت!!

سخنرانی کرده و رفته خونه اش...

بعد که فهمیده بود تا یه مدت جلوی ملت میگرفت میگفت من نفهمیدم تو هم نفهمیدی؟


یه چندتا خاطره از روستامون هست میخوام دونه دونه بگم براتون ببینم استقبال می کنید؟!

[تشویق ایسلندی لطفا]