دلخوشی ها کوچک زندگی من:


پیاده روی با دوستام حتی شده تو مسییرهای کوتاه!

اونور بالش که خنکه که البته الان با این گرما ازش محروم شدم!

فالو کردن پیج های اسرائیل به فارسی و نتانیاهو رسمی و... تا هر پستی گذاشتن برم پایینش یه چیزی بارشون کنم!

10K کردن پیجم در یه شبکه اشتراک عکس ایرانی تا بعدا که آموزش فوتوشاپم تمام شد کارهام اونجا بزارم(فعلا شده 1K)!

دیگه؟

وقتی دوستام میخوان برن بیرون زنگ میزنند میگن بدون تو خوش نمیگذره!(الکی جو میدن که بگم آره):)

وقتی پیام های کانالم میزارن استوری پیجشون!

وقتایی که تو فنی حرفه ای استاد میره بیرون تا یه چایی بزنه تو رگ ولی میاد داخل کلاس میبینه ما بلندگو از ویترین برداشتیم نصب کردیم رو سیستم ها آهنگ گذاشتیم!

وقتی خودکار استاد ازش کف رفتیم و زمانی که خودکار لازم داشت دادیم بهش و کلی تشکر کرد!

وقت هایی که به خاطر توفان زابل اینجا هم کلی گرد و غبار میشینه رو ماشین و مامانم میگه رفتی بیرون اول ماشین تمیز کنی ولی من فقط سرعتم زیاد میکنم تا گرد و غبارش باد ببره(کی حال داره؟)

موقع هایی که تو پایگاه دور همیم و همدیگرو سوژه میکنیم! (اصلا میگن پسرهارو باید تو جمع دوستاشون شناخت ؛ یعنی واسه سوژه کرن همدیگه هرچی خاطره داریم از طرف میریزیم رو دایره)

دلخوشی یعنی یه وبلاگ داری که تو هر شبکه اجتماعی دیگه ای که عضو میشی بازهم جاشو نمیتونند پر کنند:)


دیگه کلی گشتم تا همین خورده هارو پیدا کنم و بگم!(ایموجی خستگی از شدت کار!!!)

ولی این وسط فکر کردن به اونی که قراره بشی و اونجاهایی که میخوایی بهش برسی که کلا یه عالم دیگه است!

به دعوت از خانم آلاء :)

همتون دعوتید برای نوشتن از دلخوشی های کوچولو!

مثل همیشه اونایی که مینویسند لینک میشوند!