اول دبیرستان که بودم (اگه اشتباه نکنم) معلم ریاضی داشت سینوس درس میداد 

بهش گفتم آقا اینا به چه دردی میخوره؟

همونجوری که داشت پای تخته می نوشت برگشت یه نیم نگاه انداخت گفت بالاخره یجا به درد میخوره!

من همون لحظه فهمیدم این دفتر کتابها راه به جایی نداره!

خلاصه که ما تو زندگی هرچی که داریم و یاد گرفتیم به خاطر اون روزهایی بود که مدرسه و دانشگاه نرفتیم!

خدایا اگه میخواهی بنده هات پیشرفت کنند یه دو سه ماه دیگه بکش رو تابستان:)




نوشتن اینا بهانه بود که بیام بگم اسمم قاچاقی رد کردن واسه یه اردو مشهد البته بعد امتحانات ترم تابسان!خلاصه اگه دعای خیر منو در کنار ضریح امام رضا(ع) میخواهید در حق این قاچاقچی دعا کنید:)

دوما که حضور کمرنگم در وبتون به خاطر همین امتحاناته!