ما غمزده و تو با دلی شاد چطور؟

ما گشنه و تو به فکر سالاد چطور؟


ما آب و هوای شهرمان نیز کم است

در دست تو این تفنگ افتاد چطور؟

شنیدم دیشب به خاطر آب تو خرمشهر درگیری شده و یه عده از معترض ها(!) با پلیس درگیر شدن و تیراندازی کردن!


ماهم تو استانمون یه عبدالمالک ریگی داشتیم میگفت دنبال حقه و میخواد شیعه و سنی برابر باشند!!

در همین راستا سر گروگان برید،چندتا مسجد منفجر کرد،نیروهای سپاه به شهادت رساند،راننده تاکسی اعدام کرد،با مرزبان های نیروی انتظامی درگیر شد،تو راه زابل به زاهدان جلوی چندتا ماشین که خانوادگی داشتن سفر میکردن را گرفت و ۲۲ نفر شهید کرد ، 

آخرشم به درک واصل شد ولی نگفت این چه حقیه که میشه براش خون ناحق ریخت!


شعر از:زهرا آراسته نیا