حرف از موتور و موتورسواری شد!
گفت قبل اینکه ماشین بخرم یه موتور داشتم
یه دفعه حین موتور سواری متوجه شدم دماغم داره اذیتم میکنه،
انگشت مبارکم کردم تو دماغم (گلاب به روتون)
خلاصه داشتم رفع مزاحمت میکردم که حواسم پرت شد و
موتور خورد تو یکی از چاله های خیابون ها و دستم تا آرنج رفت تو دماغم


پی نوشت:هرکار کردم اینو تعریف نکنم نشد!