آقـــــآیــــــ... سر بهـ هوا

این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وا نهان
مولوی

من هنوزم پسرم ∞

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۳ ب.ظ


استاد شهریار در پی یک شکست عشقی ترم آخر پزشکی دانشگاه را رها میکند و ترک تحصیل مینماید.

یعنی حدود 6 ماه قبل از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه به دلیل شکست عشقی انصراف میدهد.

او که به خواستگاری دختری از آشنایان میرود چون وضع مالی مناسبی نداشته و در ابتدا مشهور هم نبوده جواب رد میشنود.

استاد ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺗﺎ 47 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﺠﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ...

ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﻓﺖ، به ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ بوﺩ !!!

ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ در ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ به ﺩﺭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ بچه ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺩ که واقعاً معرکه است :

یار ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ

ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ؛ ﭘﺴﺮﻡ


ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ

ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ


ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ

ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ


ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ

ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ


ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ

ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ


ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ

ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑه درم

نظرات (۱۷)

  • DeL Nevis مـــــیــگـــــه:
  • آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند ...
    قشنگ معلومه هر کلمه ی این شعر چه آتیشی به دل استاد میزد ..


    عرضم به حضورت که::
    اینجور مواقع باید طرف مقابل اتش بزنی نه خودتو!
  • دیوانه ... مـــــیــگـــــه:
  • خیلی دردناکه 
    بغرنج ترین اتفاقی که تو زندگی یه جوون میفته ...
  • طائف ... مـــــیــگـــــه:
  • سرت سلامت جانا
  • رویا رویایی مـــــیــگـــــه:
  • به به بسیار عالى :))
  • آشنای غریب مـــــیــگـــــه:
  • ماجرای این شعر هم اینه که اوایل رابطه‌شهریار و معشوقش بسیار گرم و صمیمی بوده ولی بعد از مــدتی برای دختر از دربار خواستگار پیدا می‌شه و خانواده ی ثریا هم با دیدن اوضاع خوب خواستگار و اوضاع نچندان مناسب شهریار ثریا رو به شهریار نمیدن و این غزل ماجرای آخرین شبی هست که شهریار با معشوقه اش ثریا در بهجت آباد قرار می گزارد ولی ثریا نمیتونه به سر قرار بیاید، آن شب شهریار کل شب رو تا سحر در بهجت آباد سپری میکنه و این غزل رو میگه:

    بهجت آباد خاطره سی 

    اولدوز سایاراق گوزله میشم هر گئجه یاری
    گج گلمه ده دیر یار یئنه اولموش گئجه یاری

    گؤزلر آسیلی یوخ نه قارالتی نه ده بیر سس
    باتمیش گولاغیم گؤرنه دؤشور مکده دی داری 

    بیر قوش آییغام! سویلیه رک گاهدان اییلده ر
    گاهدان اونودا یئل دئیه لای-لای هوش آپاری 

    یاتمیش هامی بیر آللاه اویاقدیر داها بیر من
    مندن آشاغی کیمسه یوخ اوندان دا یوخاری 

    قورخوم بودی یار گلمه یه بیردن یاریلا صبح
    باغریم یاریلار صبحوم آچیلما سنی تاری! 

    دان اولدوزی ایسته ر چیخا گؤز یالواری چیخما
    او چیخماسادا اولدوزومون یوخدی چیخاری 

    گلمز تانیرام بختیمی ایندی آغارار صبح
    قاش بیله آغاردیقجا داها باش دا آغاری

    عشقین کی قراریندا وفا اولمیاجاقمیش
    بیلمم کی طبیعت نیه قویموش بو قراری؟ 

    سانکی خوروزون سون بانی خنجردی سوخولدی
    سینه مده أورک وارسا کسیب قیردی داماری

    ریشخندله قیرجاندی سحر سویله دی: دورما
    جان قورخوسی وار عشقین اوتوزدون بو قماری 

    اولدوم قره گون آیریلالی او ساری تئلدن
    بونجا قره گونلردی ایدن رنگیمی ساری

    گؤز یاشلاری هر یئردن آخارسا منی توشلار
    دریایه باخار بللی دی چایلارین آخاری 

    از بس منی یاپراق کیمی هیجرانلا سارالدیب
    باخسان اوزونه سانکی قیزیل گولدی قیزاری

    محراب شفقده ئوزومی سجده ده گؤردوم
    قان ایچره غمیم یوخ اوزوم اولسون سنه ساری 

    عشقی واریدی شهریارین گللی- چیچکلی
    افسوس قارا یل اسدی خزان اولدی بهاری


    در ضمن سریال استاد داره از شبکه آی فیلم پخش میشه پیشنهاد میشه تماشا کنید
    عرضم به حضورت که::
    ممنون که یاد اوری کردین ترکی بلد نیستم:)))
  • اسمان *** مـــــیــگـــــه:
  • ینی یه عشق این ارزش رو داره که از رشته ای 7سال زحمت کشیدی انصراف بدی یا بهتربگیم ازاینده ای که این قدر تلاش کردی براش به خاطر عشق نابودش کنی ..راستش برای من  یکی که قابل درک نیست:)
    عرضم به حضورت که::
    منم از عشق سر در نمیارم خب
    ولی مشخصه خطرناکه!
  • mitra .mo مـــــیــگـــــه:
  • چقدر قشنگ 😃
  • اسمان *** مـــــیــگـــــه:
  • شماازعشق سردرنمیاری؟(ایکن تعجب)پس کی بود عکس وشعر عاشقانه میزاشت؟!! تازه قراربود شیرینی شو بده که  هنوز هم نداده  (من هنوز یادم نرفته هااا:))
    #شوخی

    منم فکرمیکنم چیز خطرناکه و ...سمتش نریم بهتره:))
    عرضم به حضورت که::
    این شعرهرو جمع میکنم تا هر وقت عاشق شدم بهشقم نشون بدم!
    وگرنه من کجا و عشق کجا! 
  • حوا ... مـــــیــگـــــه:
  • نمیدونم چرا از شهریار خوشم نمیاد :|| حافظ بهتر نیست؟!
    عرضم به حضورت که::
    شاید به خاطر اسمشه!
    :)
  • حوا ... مـــــیــگـــــه:
  • حافظ و سعدی رو من خیلی باهاشون صمیمی هستم. :)))
    شعر خواستید برید از اونا بگیرید منم سفارشتون رو می‌کنم.
    عرضم به حضورت که::
    چشم حتما:)
    بگم شما فرستادید کار راه میفته یا باید قبلش هماهنگ کنم؟!  :)
  • حامد سپهر مـــــیــگـــــه:
  • شهریار فوق العادهس
    این شعرشو دوست دارم

    پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
    بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند

    همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
    طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند

    بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن
    با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند

    ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
    ...چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند

    نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز
    با همان شور و نوا دارد شبانی میکند

    گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
    با همین نخوت که دارد آسمانی میکند

    سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
    در درونم زنده است و زندگانی میکند

    با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
    خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند

    بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
    چون بهاران میرسد با من خزانی میکند

    طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
    آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند

    می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
    دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

    شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
    ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند

    عرضم به حضورت که::
    قشنگه،
    خاطراتی که تبانی می کنند!
  • حامد سپهر مـــــیــگـــــه:
  • شهریار فوق العادهس
    این شعرشو دوست دارم

    پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
    بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند

    همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
    طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند

    بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن
    با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند

    ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
    ...چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند

    نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز
    با همان شور و نوا دارد شبانی میکند

    گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
    با همین نخوت که دارد آسمانی میکند

    سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
    در درونم زنده است و زندگانی میکند

    با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
    خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند

    بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
    چون بهاران میرسد با من خزانی میکند

    طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
    آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند

    می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
    دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

    شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
    ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند

  • miss bell مـــــیــگـــــه:
  • مردم شکسته عشقی میخورن چی میگن امرو زیا چی میگن
    :/
    عرضم به حضورت که::
    الان که خیلی مودب طرف مقایل دعا می کنند!!!
  • حوا ... مـــــیــگـــــه:
  • نه بگید از طرفِ حوا هستید تمومه. :)))
    کلی سرِ مزارشون فاتحه خوندم دیگه میشناسن من رو. :)))
    عرضم به حضورت که::
    ok:)
  • آرام :) مـــــیــگـــــه:
  • زندگیست دیگر ....
    گاهی اون چیزی که میخوایم نمیشه..
  • هَشْتْ حَرْفى مـــــیــگـــــه:
  • دامپزشکی بوده :)
    عرضم به حضورت که::
    نمیدونستم
    ممنون که گفتی:)
  • پاییز :) مـــــیــگـــــه:
  • آخی !
    دلم براش سوخت :(

    ارسال نظر

    اگر نظرات شما برای نویسنده مهم نبود مطالبش را در دفترچه خاطراتش مینوشت - دیالوگ دلنویس
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    آقـــــآیــــــ... سر بهـ هوا

    آب دریا اگر نتوان کشید
    هم به قدر تشنگی باید چشید
    "مولوی"

    آرشیو ذهن من
    تصاویر زیباسازی نایت اسکین