بسم الله الرحمن الرحیم 



15 سال آینده ام دوتا تا بخش داره ؛ خودم و اجتماع


15 سال دیگه من میشم 35 ساله ، یه آدم پخته !

دوست دارم علوم زیادی یاد گرفته باشم ، کامپیوتر ، زبان انگلیسی ، زبان فرانسه و کمی عربی !

یه خانواده شلوغ دارم ، 6تا بچه ، به هرحال میوه زندگی بچه ها هستند و بقیه باد هوا ...

دوست دارم حداقل هر تابستان یکی از استان های کشور زیر و رو کنم ، تا اون موقع تقریبا نصف استان های کشور رفتم

برای تفریح به کشورهای خارجی علاقه ای ندارم ، ترجیح میدم پولمو تو کشور خودم خرج کنم تا نره تو جیب بقیه

ولی احتمالا تا اون موقع 2یا3 سفر خارجی برای تجارت و یا تحصیل رفته باشم.

یه خونه دارم ، خود خونه نمیدونم ولی یه حیاط بزرگ و پر از گل باید حتما داشته باشه:)

دوست دارم چندتا ماشین داشتم ، یکیشون باید حتما یه هایلوکس مدل سال باشه تا باهاش سفر برم ، اگر صنعت خودرو سازی خودمون تا اون موقع پیشرفت کرد ترجیح میدم یه خودرو ایرانی هم داشته باشم

ولی به شغل ام تا حالا دقیق فکر نکردم ، جایی که الان هستم نمیذاره دقیق بدونم شغل آینده ام چیه؟

ترجیح میدم یه شغل آزاد داشته باشم ، کارمند جماعت همیشه در عذابه!



اما بین اجتماع مردم ؛

مسلما بخش قابل توجهی از درآمدم صرف کمک به افراد نیازمند ویا ساخت مدرسه و کتابخانه توی مناطق محروم میکنم

من اعتقاد دارم پول و ثروت تا یه جایی سهم و روزی خدواند به ما هستش ، از یه جایی به بعد دیگه ماله من نیست ، امانته؛ واسه اینکه برسونم دست صاحبش


ولی من نمیدونم به این چیزهایی که نوشتم میرسم یا نه ولی یه چیزی خوب میدونم

اگر به جای تمام آرزوهای بالا و اون زندگی رویایی که تو ذهنم دارم

سهم من از تمام ثروت دنیا یه دکه کوچک و یا کمتر بود و سهم من از تمام خوشبختی های دنیا فقط تنها ماندن باشه

 مطمئنا تلاش میکنم یه خلاقیت داشته باشم و حتی شده به یه نیازمند کمک کنم


هیچ زمان و به هیچ عنوان اجازه نمیدم زندگیم دچار یکنواختی و روزمرگی بشه .


پ.ن 1 : این بود انشاء من!

پ.ن 2 : از هویجوری ، دلگرام ، آرامم کن ، دیوانه ، به وسعت آسمان ، دختر حوا ، جاده ی آرامش ، علیرضا ، کنجک و رازهای ما وباقی دوستانی که این مطلب میخوانند و اسمشون از قلم افتاده دعوت میکنم تو این چالش شرکت کنند

پ.ن 3 : لینک مطلب را برای میس بل ارسال کنید