حتی اگر قصه کربلا یه داستان تراژدی باشه ، یا حتی افسانه!

من قهرمان این قصه رو دوست دارم ، حسینی که عقیده داشت ، ولی عقیدشو تحمیل نکرد ، کسانی که همراهیش نکردن رو لعنت نکرد!

تنها بود ولی التماس دشمن نکرد ؛

تشنه بود ولی لب به شکایت تر نکرد ؛

شهید شد ولی زیر بار ظلم هیچ ظالمی کمر خم نکرد ؛

احترام گذاشت به انسانیت ، به کرامت ، به آزادگی ... 

با عزت زندگی کرد و عزیز شهید شد.


خوشحالم از اینکه بعد از 14 قرن این شب ها کمتر کسی گرسنه میخوابه ؛

خوشحالم از اینکه عده ای این روزها تمرین خوب بودن می کنن ؛

خوشحالم از این همه ریا ! از این همه تظاهر !

گاهی تظاهر به انسانیت هم بد نیست:)




کربلا به رفتن نیست

به شــدن استــ...

که اگر به رفتن بود

شمر هم  کربلایی بود

پ.ن:نویسنده ناشناس!